تفاوت مدیران در اینجا و اونجا !   

ابتدای عرایضم رو با یک نوشته جالب و تفکر برانگیز آغاز میکنم :

اروپا:موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده می‌شود
ایران: موفقیت مدیر سنجیده نمی‌شود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است

اروپا: مدیران بعضی وقتها استعفا می‌دهند
ایران: عشق به خدمت مانع از استعفا می‌شود

اروپا:افراد از مشاغل پایین شروع می‌کنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند
ایران: افراد مادرزادی مدیر هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت بزرگترین‌های کشور است

اروپا:برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر می‌گردند
ایران: برای یک فرد، دنبال پست مدیریت می‌گردند و در صورت لزوم این پست ساخته می‌شود

اروپا:یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود
ایران: یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده

اروپا: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت می‌کنند
ایران: اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده‌ای نکنند، او را مشاور مدیریت می‌کنند

اروپا: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی می‌کند و حتی ممکن است محاکمه شود
ایران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر می‌شود و پست مدیریت جدید می‌گیرد

اروپا: مدیران به صورت مستقل استخدام و برکنار می‌شوند، ولی به صورت گروهی و هماهنگ کار می‌کنند
ایران: مدیران به صورت مستقل و غیرهماهنگ کارمی‌کنند، ولی به صورت گروهی استخدام و برکنار می‌شوند

اروپا: برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی می‌دهند و با برخی مصاحبه می‌کنند
ایران: برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن می‌کنند

اروپا: زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است
ایران: مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را می‌گیرند

اروپا: همه می‌دانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است
ایران: مدیران انسان‌های ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد

اروپا: برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است
ایران: برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت می‌کند

اروپا: مدیر فعال‌ترین فرد سازمان است با مشغله فراوان
ایران: مدیر کم کارترین فرد سازمان است با مشاغل فراوان

و اما اصل داستان :صبح روز شنبه به دلیل تنبلی ، با تاخیر به اداره رفتم . قبل از رسیدن به اداره ، مدیر گرامی با من تماس گرفت و گفت که داره میره بیرون و من زودتر خودم رو به اداره برسونم . وقتی به اداره رسیدم و کارتابلم رو باز کردم ، با نوشته عجیبی مواجه شدم که باعث شد تا فشارم بالا بره و طی یک حرکت ایضایی به سمت دفتر قائم مقام اداره برم و پرینت دستور رو روی میزش بذارم و ...

مساله اینطور بود که راجع به یه پیگیری معمولی ، دستور طوری بود که انگار برای یه کارآموز دبیرستانی که هیچ اطلاعی از کار و گردش کاری و قانون نداره ، آموزش گام به گام به صورت کتبی نوشته بود .

در نهایت منم در جواب نوشتم که با کمال ادب و احترام ، اونچه که برای من نوشته شده در شا’ن و منزلت من نیست و بهتره که اونچه رو که راجع به مراتب اداری و موارد اینچنینی نمی دونید ، در کلاسهای آیین نگارش یاد بگیرید .

صبح روز یکشنبه قائم مقام اداره صدام زد و گفت که از طرف افرادی که چنین اشتباهی رو مرتکب شدن و به خاطر بی شعوریشون از من عذرخواهی میکنه و همچنین ازم خواست که اینقدر حساس نباشم که منم در جواب گفتم که سعی میکنم که ظرفیتم رو بالاتر ببرم و این بود داستان و ماجرا ...

ای کاش فردی که به یه کرسی تکیه میزد ، به همون اندازه ادب و فرهنگ و شعور و شخصیت و ... ش هم ارتقا پیدا میکرد تا به این اندازه شاهد بی کفایتی و بی لیاقتی و بی ... در جامعه نباشیم .

ای کاش ... 

لینک
سه‌شنبه ۱۸ بهمن ،۱۳٩٠ - Blue