اینم یه جورشه   

امروز رفتم داروخانه تا داروی مامان رو بگیرم . بعد از اینکه نسخه رو به داروساز دادم ، ایشون رفت و شروع کرد به تماس با همکارانش راجع به اینکه داروی مورد نظر مشمول بیمه میشه یا نه و اگه مشمول پرداخت بیمه هستش ، به چه میزان ؟

با کاراگاه بازی که در خودم سراغ داشتم و با استفاده از حس شنوایی مثال زدنیم ، متوجه شدم با توجه به اینکه نسخه توسط پزشک فوق تخصص نوشته شده ، مشمول پرداخت هفت هزار تومان توسط بیمه و یازده هزار تومان توسط بیمار هستش .

جناب داروساز که گویا دوست نداشت که بیمه طرف حسابش باشه و از طرفی جیب پر از پول من هم به ایشون چشمک میزد ،چشمک با یه داروخانه دیگه تماس گرفت و باز هم همون صحبتها رو راجع به تعرفه ها شنید . بازم یه تماس دیگه و بازم همون جوابا !

به من گفت ممکنه یه ساعت دیگه بابت تحویل دارو تشریف بیارید !؟ بنده خدا یه جورایی فرصت می خواست که  بازم به تحقیقش ادامه بده ! گفتم سرکار خانم ، جناب آقا ی دکتر ، من باید به کارم برسم .اگه لطف کنید و داروی من رو بدید ، از شما ممنون خواهم بود .

جناب آقای دکتر ، آخرین تماسش رو هم با همکارانش گرفت و باز هم تکرار شنیده های قبلی .

و در پایان هزینه ای که از من گرفت ، مبلغی بود حد وسط پرداختی بیمه و بیمار . از من مبلغ چهارده هزار تومن گرفت.(‌این نمونه با وجدان بود که لطف کرد و قیمتدارو رو با من , میانگین قیمت بازار آزاد و بیمه حساب کرد . چه رسد با نمونه های ... ) ناراحت

افرادی که به داروخانه مراجعه می کنن و از قیمت داروها اطلاع  ندارن و نسخه رو تحویل میدن و دارو رو بعد از پرداخت هزینه تحویل می گیرن ، گناهشون چیه ؟ تاوان ندونستن چه چیزی رو پرداخت میکنن؟ درآمد به چه قیمت ؟ رفاه به چه قیمت ؟ آیا ما فرزندان همون پدر و مادرانی نیستیم که همه تلاششون ، زندگی از راه حلال و صحیح بود ؟ آیا قرار نیست ما پدر و مادرانی باشیم که روزی حلال به فرزندانمون هدیه میکنیم ؟ دلم برای قشری می سوزه که خودش رو تحصیل کرده! و با فرهنگ! می دونه و هنوز شعورش بی سواده . اگه دفعه اولم بود که با چنین صحنه هایی روبرو می شم ، به راحتی از کنارش میگذشتم . لعنت به گرداننده چنین ملتی که مردمش رو مجبور به تربیت چنین فرزندانی می کنه . لعنت لعنت لعنت ...

لینک
شنبه ۱ امرداد ،۱۳٩٠ - Blue