دوست   

ارزش دوستی چقدره !؟

به خاطرش تا کجا باید رفت !؟

شاید یه جواب این باشه که بستگی به نوع ارتباط و مدت زمان و قدر و منزلت رابطه برای طرفین و ... داره.نظر من هم همینه.

چرا من ارتباط خوب زیاد توی زندگیم ندارم !؟ فکر میکنم قوانین ذهنیم مشکل داره . شدم آدمی که نه یک بار ، که هر بار دستش رو توی لونه زنبور میکنه، بدون اینکه یادش باشه که دفعه قبل چوب همین اشتباه رو خورده .

روزای اول دانشگاه بود توی دوره کارشناسی. اولین ورودیای دوره توی ایران بودیم و دانشگاه خیلی سررشته کار رو در اختیار نداشت. دقیقا روز اول دانشگاه با استاد زبان تخصصی بحثم شد و به ایشون گفتم که شما بدون تخصص ، صلاحیت تدریس این درس رو ندارید و به همین راحتی استاد نگون بخت استعفا داد و از دانشگاه رفت و من هم از این بابت اسم و رسمی پیدا کردم ( البته هم در جهت مثبت و هم در جهت منفی قضیه ). با مسؤل آموزش دانشگاه بر سر معرفی استاد رایزنی کردم و ایشون به من گفت که فردی با مشخصات مورد نظر دانشگاه به مرکز معرفی کنم. منم به خاطر دوستیم با مهران گزینه ام رو انتخاب کرده بودم. ولی یادم اومد که گفته بود علاقه ای به تدریس نداره. آرش پسر بدی به نظر نمی رسید و من هم با توجه به اینکه گزینه های دیگه ای روی میزم داشتم، ولی اون رو ترجیح دادم.باهاش تماس گرفتم و گفتم که به شرط اینکه من توس کلاسا شرکت نکنم و نمره ام بیست باشه ، تو رو به دانشگاه معرفی میکنم ( میدونم الان راجع بهم چه فکری میکنید چشمک) اونم از خدا خواسته به هزاران مزیتی که گفتنش زیاده گویی محسوب میشه ، بی چون و چرا گفت که مسعود این چه حرفیه . من کاملا موافقم .این شد که دوست من استاد دانشگاه شد( ایران رابطه ای و نه ایران ضابطه ای چشمک) . بعد از مدتی آرش از سازمان اخراج شد . ترم تموم شد و فصل امتحانات رسید و من درسهای مربوط به آرش رو نخوندم. نمره هام حیرت انگیز بود. 12 و 13 تعجب

خود خوری در حد تیم ملی روستای پایین رودخونه

ترم دوم دوتا نمره دیگه 10 و 11 تعجب. آرش ما با هم وعده کردیم.

با آرش صحبت کردم و به یادش آوردم که ما با هم دوست هستیم . ما با هم وعده کردیم و تو به شرط وارد دانشگاه شدی. تو به واسطه من هزار منفعت کسب کردی که گفتنش اظهر من الشمس هستش و کلی حرف دیگه . به من گفت که من یادم نمیاد که شرطی برای من گذاشته باشی ، و الا قبول نمی کردم ( خب اگه شرط ملقا می شد که دیگه لزومی به تدریس آرش توی دانشگاه نبود ) . می گفت پول زیادی از تدریس گیرش نمیاد و ضمنا جایگاه اجتماعی فوق العاده ای هم نصیبش نشده !!! جل الخالق . گفتم برادر من ، شکر خدا خانواده من خانواده فرهنگیه . توی همون دانشگاهی که درس خوندی ، فامیل من تدریس می کنن. من از زیر و بم کاری که کردم اطلاع دارم. از کارایی که بچه ها برات انجام میدن ، از آرم هایی که به این واسطه گرفتی ، از اینکه به دوس دخترت می گی که استاد دانشگاه هستی ، از اینکه روزمه کاریت به صورت های لایت شده تدریس در دانشگاه رو توی چشم بیننده فرو میکنه ، از اینکه ...

در نهایت با بهونه جلسه کاری از ماشین من پیاده شد و رفت و ادامه صحبت رو به زمانی نامعلوم موکول کرد.

امتحانای ترم سه به پایان رسید . نمره ها 7 و 10 بودن . خدای من .آرش !

اعتراض نوشتم . نمره تبدیل به 9 شده بود. خدا رو شکر . چون اگه بهم 9 نداده بود از دانشگاه اخراج میشدم چشمک ( این شوخی دقیقا اوج خودخوری من بود . چون این نمره ها در کارنامه من ، حدود 2 نمره از معدل کل من رو کم می کرد و این ، به این معنی بود که دیگه شاگرد ممتاز دانشگاه نیستم و حق استفاده از سهمیه رو برای آزمون کارشناسی ارشد از دست میدم ). براش ایمیل نوشتم و بهش گفتم که آرش موضوع درس برای من شوخی نیست. بحث زندگی و اشتغال منه. با من در این ارتباط شوخی نکن. خودم خرت میشم و هر کاری بخوای برات انجام میدم . ولی با زندگی من بازی نکن.

درسم تموم شد و سهمیه دانشجوی ممتاز رو از دست دادم.

آزمون استخدام رسمی به تفکیک مقطع تحصیلی برگزار میشد و من به خاطر یه درس و معرفی به استاد ، مجبور شدم توی مقطع فوق دیپلم شرکت کنم.

نتیجه آزمون این بود : رتبه اول در مقطع کاردانی به لحاط آزمون کتبی.مردود ،به دلیل کسب ننمودن نمره مجاز به خاطر تجرد.

با نمره من میشد توی مقطع کارشناسی ارشد ، مجاز شد. ولی به خاطر..... فوق دیپلم ناراحت

تا اینجای کار اگه جای من بودی چی کار میکردی!؟خیلی فکر کن و توی جواب دادن عجله نکن.

...

بعد از ده سال سابقه کار در بخشهای مختلف سازمان و کسب کلی تجربه تلخ و شیرین و احتمالا پختگی نسبی که در وجود خودم حس می کنم ، از طرف دوستان به مدیریت ارشد پیشنهاد شده که من به کاری که هفت سال پیش انجام می دادم ، برگردم.چون استعداد فراروانی در این علوم آی تی و آِ تی اس دارم و اینچنین و آنچنان تعجب ( به خدا این تعریف نییییییییییییییییییییییییست گریه)

آخه دوست من ، این تعریف شما از بنده ، این حقیر رو هفت سال به عقب بر می گردونه 

چی کار کنم با این دوستای خوبم !؟

یکی به من جواب بده لطفا !!!

لینک
چهارشنبه ٢٥ خرداد ،۱۳٩٠ - Blue