تئاتر با طعم پیتزای مکزیکی   

دیروز قبل از ظهر بود که مدیر سابقم باهام تماس گرفت و ازم درخواست کرد که به جای ایشون ، در جلسه ای که در مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران برگزار میشه ، شرکت کنم . منم به احترام درخواستش و همینطور علاقه ام به اینطور موضوعات ، یه چشم محکم گفتم.

بعد از کلی دردسر راجع به آدرس یابی اون مرکز و بعد از گذر از کوچه های تنگ و تاریک الهیه ، موفق شدم خودم رو با دو دقیقه تاخیر ( که البته رایج هم هست ) به سر میز برسونم . با ورود به اتاق کنفرانس ، مجموعه معاونان شهردار رو دیدم که به ردیف نشسته بودن و همچین با بهت و حیرت به سر تا پای من نگاه می کردن که انگار تا به حال چنین موجودی رو ندیده اند . البته تقصیر از اونا نبود . شاید من بایست چند سال دیگه با ته ریش جو گندمی و سر کچل و تسبیح به دست در چنین جلساتی حاضر میشدم . اما چه کنم که چهره ام چیزی از سابقه ام و سن و سالم نشون نمیده !

به هر حال جلسه حدود ساعت 6 بعد از ظهر تموم شد و من با عجله خودم رو به بیرون از ساختمون رسوندم و همون کوچه های تنگ و تاریک رو به مقصد بازگشت ، ولی با سرعت کمتر و ترافیک بیشتر و مهمتر از همه با صبر و حوصله فزون تر پشت سر گذاشتم . 

حدود ساعت 7:45 به روبروی تالار حافظ ، کنار بنیاد رودکی و مقابل تالار وحدت رسیدم . مهران گفت که توی ترافیک گیر کردن و تا چند دقیقه دیگه میرسن . گرسنه بودم و ترجیح دادم توی این فرصت خودم رو مهمون شکلات تلخ کنم . تا اونا برسن ، منم دلی از عذا در آورده بودم .

توی حیاط و مدخل ورودی تالار تا ساعت 8:35 توی سرما ، جمعیت منتظر ولوله کنان در انتظار باز شدن در بود . بالاخره در باز شد و همه بلیط به دست ، یکی یکی وارد شدن . 

تالار با دفعه قبلی که گروه ارکستر سمفونیک ارمنستان با نمایش رستم و سهراب هنرنمایی بینظیری داشت ، کاملا متفاوت بود . 

نکته اولیه نمایش ، جایگزین شدن کامبیز دیرباز با حبیب رضایی به دلیل سفری که براش پیش اومده بود ، بود . اجرای تئاتر به صورت عمودی بود . یعنی بازیگرهای نمایش به جای حرکت روی سن ، با استفاده از بالابر های انفرادی به صحنه وارد و از اون خارج می شدند . نورپردازی صحنه به دلیل حرکت اینگونه بازیگرا ، خوب بود . استفاده از رضا یزدانی با اجرای سه قطعه زنده ، بخش متفاوت دیگه ای بود که گفته می شد دو قطعه از اونها جدید بود . مدت زمان تئاتر حدود یک ساعت بود . با در نظر گرفتن بالا و پایین رفتن بازیگران از صحنه و همینطور اجرای موسیقی توسط رضا یزدانی ، تئاتر چیزی حدود 30 دقیقه می شد . میزان دیالوگ ها بسیار کم بود و اگه 10 بازیگر نمایش رو با نهایتا 40 دقیقه نمایش جمع و تفریق می کردی ، به هر بازیگر 3 تا 4 دقیقه زمان می رسید . ارتباط موسیقی با موضوع نمایش مشخص نبود . نمایش از فراز و فرود لازم برخوردار نبود و آیتمهای نمایش از هارمونی لازم برخوردار نبودن .

البته حضور بازیگرانی مثل : هانیه توسلی ، امیرحسین رستمی ، طناز طباطبایی ، رویا تیموریان ، کامبیز دیرباز ، رضا یزدانی ( فقط اجرای موسیقی ) ، جواد نمکی ،سینا رازانی، بیژن افشار و خسرو احمدی شاید دلیل خوبی واسه اغوا شدن برای گذران وقت و هزینه در تالار حافظ می بود .

بعد از نمایش نه چندان دلچسب ، ولی دهن پر کن ، نوبت به تناول غذا رسیده بود . پیتزا پنتری که تا به حال به جز اسم ، چیزی ازش ندیده بودم ، فضای نوستالژیک و شلوغی داشت و همینطور غذای خوب و خوشمزه . شاید بهترین بخش چهارشنبه شب مربوط به قسمت شکمیش میشد و دور هم نشینی و شوخی و خنده و همون فضای دوستانه ای که همیشه مورد پسند همه است .

با وجود فشار کاری و فشردگی برنامه ، در انتهای روز احساس خوبی داشتم . این از لطف مدیر سابق و دوستان همیشه دوستم بود . خدا رو شکر

لینک
پنجشنبه ۸ دی ،۱۳٩٠ - Blue