آخه چرا خدا !؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟

دیشب باهاش حرف زدم . ادای کلمات براش سخت بود . گریه می کرد . نمی تونست شمرده صحبت کنه . بریده بریده حرف می  زد .

ولی بازم به من گفت که می خواد با همدیگه دعا کنیم . خدایا منو نمیشناسه ٬ هیچکسو به جز پدرش نمی شناسه . خدایا ولی تو رو می شناسه . حرف زدن با تو رو هنوز یادشه . اینجوری داری امتحانش می کنی ٬ ولی بازم شکر می کنه !

خدا کمکش کن . می دونم که نباید بهت جسارت کنم و پیشنهاد معامله بهت بدم . خدا کمکش کن . اون تو رو فراموش نکرده . به بهترین نحو یادش کن و از این وضعیت نجاتش بده . خدا اون خیلی پاک تر از اون موجوداتیه که دارن راست راست راه می رن و حتی برای شکر نعمت هات زحمت سربلند کردن و تشکر کردن رو به خودشون نمی دن . بهش فرصت لذت دوباره زندگی رو به پیشرفت متعالی ... بده . اینا به خاطر خودم نیست . خودت می دونی . دارم داد می زنم سرت . پس بفهم که از دستت عصبا نی ام . خدا کمکش کن

لینک
یکشنبه ۱٥ مهر ،۱۳۸٦ - Blue

   شکررحمت   

دیروز جراحی شد ! دو تا جراحی که هر کدومش می تونه یه آدم مدعی رو زمین گیر کنه . یه بار ایست قلبی میکنه وسط عمل !

به گفته شهره باید دو روز بیهوش باشه به دستور پزشک جراحش !

خدایا این چه امتحانیه آخه !؟ نمی دونم خوابم یا بیدار !؟واقعا نمی فهمم که چرا باید یک نفر از اون دور دورا بشه مامور امتحان من !!!؟ خدا جون ٬خدای خوبم ٬ رفیق مهربونم ٬ تو که توی همه شرایط خوب و بد ٬ خیلی محکم کنارم بودی و بهم انرژی دادی ٬ تو که هر لحظه باهام حرف می‌زنی و دلداریم می دی ٬ کمکش کن . کمک کن

لینک
دوشنبه ٩ مهر ،۱۳۸٦ - Blue